کلید یدکی و غر 😂
امروز صبح خانم و دخترم با خواهر خانم و بچه ها هماهنگ شدن و رفتن مجلس روضه.
منم قرار بود امروز روزه بگیرم اما به خورده سرگیجه داشتم و همینطور عفونت لثه ، که نشد روزه بگیرم
خونمون با خونه برادر خانم تو یه مجتمع هست، کلید یدکی خونمون رو هم برادر خانم داره هم پدر خانم تا اگر یه موقعی نیاز بود و ما خونه نبودیم، مسأله یا مشکلی پیش نیاد و اگر لازم شد ازش استفاده کنند.
رو تخت دراز کشیده بودم و مشغول مطالعه کتاب بودم، زنگ واحد به صدا در اومد، تا رفتم در باز کنم دیدم پدر خانم با کلید در باز کرد!
مرد مومن تو زنگ زدی و من فوری اومدم پشت در و در باز کنم، تو هم میبینی پشت در کفش هست و کسی خونه هست، بهتر نیست یه ثانیه بیشتر منتظر بمونی تا در برات باز کنیم؟ شاید من خونه تنهام و لباس مناسبی تنم نیست، چرا یهویی میای تو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 13:3 توسط ایلیا
|