یه اجازه هم از ما بگیر!
امروز حدود ساعت یک برادر خانم با پسر شش ساله اشون اومدن خونمون، یه ظرف هم باقلا آوردن، کمی هم نشستن بعد آقای برادر خانم به انحا مختلف به پسرش میگفت بمون با دختر عمه ات بازی کن، میام بعدا میبرمت خونمون، مرد مومن از ما هم صابخونه هم یه تایید ضمنی بگیر، شاید ما هم بخواهیم بریم بیرون، چرا ما رو تو رودربایستی و در مقابل عمل انجام شده قرار میدی!
هیچی خودش رفت و پسرش موند، پسرش هم از دیوار صاف میره بالا، از طرفی هم خانمش مثل ما برخورد نمیکنه، حتی وقتی بیرون کار داریم با اینکه حوصله دخترمون سر میره اما نمیزارم خونه اونا بره.