حساسیت نوبر

ظهر خانم پیام داد که بعد از مدرسه دخترمون، میرن خونه خاله کوچیک، تا با هم پیاز و هویج سرخ کنن برا مصرف ماه مبارک رمضان، عصر موقع اومدن از سر کار دوباره بهم پیام داد که بیا اینجا، سر راه هم نون روغنی گرفتم، از بوی سرخ کردنی سر درد گرفتم، این حد از حساسیت به بوی سرخ کردنی واقعا نوبره! گفتم سر درد سینوزیتی دارم، قرص خوردم و شام هم اونجا بودیم، تازه برگشتیم کل لباس هامون ریختم رو ماشین لباسشویی و خودم هم دوش گرفتم بلکه بوی شوینده ها و صابون بر بوی پیازی که تو مغزم رخنه کرده ، فائق بشه. الان هم حال و حوصله سشوار کشیدن موهام ندارم.

چه بد

چه بد هست که چشمت پی نعمت دیگری باشه

فراق

قُل لي؟ أين ينتهي هذا الفُراق ... حتى أنتظرك هُناك

بر گو کجا

می‌رسد به انتها

این فراق ما

تا من در آن مکان

بنشینم به انتظار

✳️محمود درویش _ترجمه حسین برهمت

جنبه

آدمی باید ظرفیت و جنبه داشته باشد!

تلنگری به خودم

سلام مجدد

خوش اومدین