رو خوش دیگران !!!
زمانه ، پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری، همه پندست
به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری
بسا کسا که به روز تو آرزومندست
زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه
کرا زبان نه به بندست پای دربندست
رودکی
حدود یک هفته هست که برای درمان سوختگی پام هر روز میرم بیمارستان ، تا وقتی اونجا نرفته بودم، فکر میکردم بدجوری سوختم، البته واقعا بدجوری سوختم ، سوختگیها م درجه دو هست، اما وقتی اونجا میرم و آدمایی میبینم که وضعشون از من بدتره ، این شعر رودکی یادم اومد، خدا ان شاءالله به همه بیماران عافیت و سلامتی بده.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:30 توسط ایلیا
|