حدود یه ماه پیش خونه مادرم اینا بودم و صحبت از مزارع ارث پدریشون شد، خواهرم گفت اون روز پسر دایی کوچیکه تماس گرفته و گفته بیایید جمع بشین تا تکلیف تسهیم مزارع روشن کنیم، منم پرسیدم مگر چقدر هست کل مزارع، گفتن حدود دوازده و نیم هکتار! البته همه مزارع کنار هم نیست و بزرگترینشون حدود هشت هزار متر هست.

منم به مادرم گفتم حالا که اینا بعد پنجاه سال خواستن سهمت بدن، دیگه قضیه رو ول نکن، سهمت بگیر یا بفروش ، برو خونه مناسب بگیر برو مسافرت و زیارت .

گفت پسرم والا با این برادرا چشمم آب نمیخوره، پول فروش درخت ها رو تقسیم نکردن ، فکر می‌کنی پول و ارث به این گندگی رو راحت ول کنند!؟

از این طرف زمین های پدربزرگ پدریمون هم وضعش نامشخص هست ، با این همه دارایی بعضی وقتا ول معطل دو قرون هستیم.

نمی‌دونم چرا تو تقسیم ارث اینقدر وقت هدر می‌دهند.

من خودم بعد فوت پدرم یه خونه نقلی داشتیم با هزار مکافات و رضایت سایر وراث خونه رو به نام مادرم زدیم و الان دیگه خیالمون از جانب خونه مادر راحته.