امروز برادر خانم تماس گرفت با خانومم که امروز مهمون دارم، مهمونش کیا بودن ؛ پدر خانمش ، خواهر خانمش و خواهرزاده خانمش ، خواهر زاده خانمش اسمش الف هست (مستعار) تا اینجای معرفی داشته باشید بقیش هم میگم خدمتتون

باجناق برادر خانم تو یکی از ادارات دولتی توپ کارمند هست و فکر کنم نزدیک بازنشستگی هست، اصالتا اهل یه شهر مرزی و تقریبا مایه دار، خودش هم تو اداره رییس دفتر مدیرکل هست، همسرش هم فرهنگی و امسال بازنشسته میشه، همین یه دختر دارن که اسمش الف هست

کلی برا این دختر خانم خرج کردن ، اسمش تو دبیرستان تو همون شهر مرزی ثبت نام کردن تا بتونه از سهمیه منطقه سه و مناطق کم برخوردار تو کنکور بهره مند بشه و عملا مدرسه نرفت و همین شهر خودمون که مرکز استان هست موند و کلی کلاس های خصوصی و کنکور و دو سال پشت کنکور موند و نهایت نتونست حتی کاردانی بهداشت هم قبول بشه

القصه؛ پدرش فرستاد کشور ترکیه و آزمون زبان و تو یکی از دانشگاه های اونجا به زور پول براش رشته پزشکی ثبت نام کردن

بعد آزمون های پایان ترم دوباره اومده شهرمون و رفته چشماش عمل لیزیک کرده ، میگن اونجا خیلی گرون تر درمیاد.

اما چی برام عجیبه

برادر خانومم که با خانومم تماس گرفت و گفت مهمون داره گوشی خانومش گرفت و با خانومم صحبت کرد. (خانومم چون مدرک کارشناسی ارشد حرکات اصلاحی داره و با متخصص های طب سنتی و طب سوزنی کلی کار کرده معمولا برا مشورت فک و فامیل خیلی باهاش تماس می‌گیرند و مشورت می‌کنند باهاش ) خلاصه حرفاشون زدن و خانومم گفت عصری باید برم خونه داداشم سپردم از فلان کلینیک سنتی براشون زالو بیارن ، دیدم متعجب هست پرسیدم ازش چرا متعجبی ، گفت زالو را برا الف می‌خوان ، گفتم کجاش تعجب داره، خانومم گفت الف رفته عمل کوچک کردن سینه !!! تا سینه هاش فرم بده

منم شاخ درآوردم

دختر مجرد بیست ساله !!! رفته عمل سینه انجام داده

خانوم گفت تعجب نکن ، پارسال مادرش رفته، امسال هم خودش

بهش گفتن با این عمل نمی‌تونی در آینده به بچه ات شیر بدی، الف برگشته گفته شیر خشک میدم!

پ.ن: مادرش هم پارسال همین عمل انجام داده، میگه بخاطر سنگینی سینه ها و فشار به مهره های گردنی این عمل انجام داده و میگه بعد عمل خیلی سبک شده