نَظَرَ مَدَنيٌّ إلىٰ قَومٍ يَستَسقونَ و مَعَهُمُ‌ الصِّبيانُ‌. فَقالَ: «ما هٰؤلاءِ؟» قالوا: «نَرجو بِهِمُ الإجابةَ». فَقالَ: «لَو كانَ دُعاؤُهُم مُجاباً ما بَقِيَ عَلَى الأرضِ مُعَلِّمٌ»


کسی (که اهل مدینه بود) به گروهی که درخواست باران می‌کردند و همراهشان کودکانی بودند، می‌نگریست. گفت: «اینان کی‌اند؟ (چرا آنان را با خود آورده‌اید؟!)» گفتند: «امید داریم به سبب آنان خواسته‌مان برآورده شود».
گفت:
«اگر دعای اینان برآورده می‌شد، معلّمی در زمین برجا نمی‌‌ماند!».

رَبیع الأبرار زَمَخشَری